ترم تابستون به هر جون کندنی بود امروز تموم شد مونده امتحانش که ۴ شهریور و من شب قبلش به یک نامزدی توپ که چند ساله منتظرش بودیم دعوتم .به نظر شما اقلانست با وجود ۲ تا امتحان تو یه روز شب قبلش من برم عروسی اونم چه درس هایی .جبر۱ و اخلاق
یکی از یکی شیرین تر .خداااااا من دلم می خواد درسام اس شه
اینقده دلم مشهد می خواد که نگو .حتی کارامونم کردیم اما مثل اینکه امام رضا مارو نطلبید.
هفته پیش در حالی که تب داشتم وصبحشم کلاسمو نرفته بودم مثل سرخوشا با اون حال پاشدم رفتم دم دانشگاه با بچه ها رفتیم فیلم همیشه پای یک زن در میان است. به نظرم فقط بازی هاشون بد نبود وگرنه چیزی نداشت واسه فکر کردن البته اینقدر که هوا تو سینما سرد بود حالمو بدتر کرد .تازه من اومدم خونه فکر کردم که بی حالیم از روحیس پاشدم رفتم استخر واییییییییییییی دیگه قندیل بستم![]()
بعد از مدتها بلاخره رفتم یش ارتودنتیست فکر کن من ۲۳ ساله تازه می خوام به دندونام برسم . آخه از بچگی همیشه از این موقت ها می زاشتم ماه اول جو گیر شدیدا جواب می داد بعد هم تنبلی میکردم بنده خدا عمه ام ۱۰ باری واسم ارتودنسی موقت درست کرد.
امروز مامانم سراغ گلدون اصفهانی که اون آقا
برام آورده بود می گشت منم که همرو ریختم دور هی می گفت بابا دوستت فاطمه برات آورده بود منم می گفتم هاااااا نمی دونم تو اسباب کشی جا گذاشتیم حتما
نیازمند انرژی مثبتتونم دوستام .ای او نایی که تو مشهدین رفتین حرم جای منم خالی کنین برام دعا کنید![]()
![]()
![]()
![]()
