همه نمره هام اومد با کمال باورنکردنی همرو پاس شدم اونم با نمره های خوب مرسی خدا جونم مرسی
.وای آدم یه موقع ها که اصلا فکرشو نمیکنه همچین دست نوازشی میاد رو سر آدم اونقده باحاله
. من یه امتحان شدیدا سخت داشتم هی می خواستم حذف کنم .هی مونا زنگ می زد می گفت بچه بشین بخون .تا یه ساعت نزدیک امتحانم نمی خواستم برم بعدش دیگه به زور دوستان مامان جان راهی شدم .هی تو راه می گفتم خدا جونم اگه صلاح من برم امتحان برم تو ایستگاه تاکسی ماشین باشه اگرنه هیچی نباشه .آقا من که رفتم ۲۰ تا ماشین وای ساده بود
حالا منم ته دلم نمی خواست امتحان بدم .خلاصه امتحان رو دادم اما چییییییی دادم فقط خدا می دونه . فکر می کردم دیگه لطف کنه به من ۴ می ده منم هی می گفتم به من چه خدا جون خودت گفتی برو منم قبولیمو از تو می خوام . تو این مدت از بس رفتم امازاده صالح که فکر کنم ازم خسته شده
.
۲۰ واحد برام باقی مونده به سرم زد ۶ واحد تابستون بگیرم .ولی وایییییییییییییییییییییی چه قدر هواگرمه .دیروز رسما می خواستم بشینم تو جوب .چه قده گرمه .نمی دونم همه شهرا این طوریه یا تهران فقط این مدلی من که هیچ موقع این طوریشو ندیده بودم . همه هم که ماشاله تو این هوا عصبی شدن .
شنبه رفتم فیلم زن ها یک فرشته اند رو دیدم .نمی دونم چرا همه فیلم ها مثل هم شدن .همشون یا زنه به مرد خیانت میکنه یا بالعکس . البته تو اجتماع این مدل زندگی ها زیاد شده .همیشه فکر می کنم چه جوری مگه با هم عهد می بندن چه قدر سطح توقع آدما زیاد شده که همه زندگی یه جوری نچسبه . با مونا یه جلسه رفتم کلاس آیین زندگی در مورد اینکه چه جوری خشم خودمونو نسبت به مسایل آزار دهنده کم کنیم . یه موردش همین سطح توقع رو کمی پایین آوردنه . اما نه اینکه توقعی هم نباشه . یه مورد دیگه هم بود که می گفت موقع عصبانیت همیشه سکوت نکنین اگه می تونین حقتونو بگیرین اگر نه بعدش باز گو کنین تا تو دلتون نمونه وگرنه سیاه میشه ومثل عقده آدمو اذیت می کنه . چن تا کتاب خوندم می خوام خلاصهای از هر کدومو براتون تو پست بعدی بگم اگه دوست داشتین بگیرین بخونین.
![]()
![]()
