بعد از چند وقت سلام .خوبین؟ البته فکر کنم کسی دیگه اینجا رو زیاد نخونه . ولی برای ثبت خاطرات می نویسم . هفته پیش هر روز تا ساعت ۷ شب کا داشتم یا دانشگاه یا کار .بعدم که میومدم خونه مثل جنازه می خوابیدم . ۵ شنبه هم که از صبح با مامان تو خیابون دنبال پرده اتاق و پشت پرده بودیم همه پرده فروشی های ولیعصر و زرتشت میرداماد رو دیدم چند مورد پسندیده شد اما هنوز سفارش ندادیم .شنبه این هفته هم بعد از کلاس آز۲ با بچه ها رفتیم خرید کادو برای دوستم که رفته مکه وای از بس راه رفتم هنوز که هنوزه خستگیش رو تنمه .کلی چیزای جینگولی دیدیم .وایییییی من بلاخره به آب طالبی محبوبم رسیدم بسی حال بردم .امروزم نرفتم سر کار فردا هم نمیرم آخه یه عالمه درس + کار دارم ولی حوصله دانشگاه هم ندارم .
کلاس فارسی یه استاد باحالی واسه این ترم هست که من عاشقشم. همچین با احساس شعر می خونه حرف می زنه که کیف می کنی .عوضش استاد درس گراف اونقدر مزرخرف هست که حد نداره .من بهش میگم رستم دستان .
تا یه ماه دیگه اسباب کشی داریم وایییییییی من کلی کار دارم
پ ن . عکس هام همه نصفه آپلود شدن در نتیجه بعدا دوباره آپلود کردم می زارمشون.