دیروز صبح که اومدم میل هامو چک کنم دیدم یه میل از اون آقا دارم نمیدونم چه طوری نامه اش بهم رسیده آخه بلاک شد بود. توش گفته بود بخطره اینکه جواب هر گونه مهر و عشقشو با طعنه دادم اون نامه رو برام نوشته (در حالی که جوابی بهش نمیدادم و سکوت کردم) بهم گفت بهش توهین کردم. چن تا عکسم فرستاده بود توش با یه ماشین که من اصلا نمی دونم چی هست شبیه کمری بود.اون رو فرستاده بود تا به قول خودش چشای کورم رو باز کنم ببینم به کجاها رسیده . نمیدونم به گنج رسیده یا باباش از ورشکستگی در اومده یا خودش کتاب و سی دی هاش چاپ شده و یا شرکتش موفق که به یه خونه تو بهترین نقطه تهران و این ماشین که ۱۰۰٪ ۴۰ میلیون به بالاقیمت داره رسیده تازه خودش.خانوادش جدا .البته ۲ تا احتمال دیگه هم دادم یکی ارث بابا بزرگش بوده یکی هم بابای اون دختری که میگفت البته راستو دروغشو نمیدونم.آخرشم بهم گفته بود پشیمونی واست سودی نداره و عشق پاکتو به خاطر افکار کودکانه از دست دادی. نامرو که خوندم خوشحال شدم به این فکر افتادم که یه ماه پیش چه قدر تو حرم امام رضا دعا کردم که از لحاظ مالی و تحصیلی غنی بشه تا منو فراموش کنه تا همه زخمایی که تو عمرش دیده یادش بره . بعد چند ساعت فکر دلم به حال خودم سوخت . اون موقع که می خواستم به خانواده معرفیش کنم هیچ چیزی واسه قانع کردن پیدا نمیکردم جز اخلاقش که واقعا خوب بود .اما بعد ۲سال نمیدونم بر اثر فشار بود یا چیزه دیگه کاملا عوض شده بود و من هر چی که اون بدست می اورد دیگه اهمیتی واسم نداشت. اون فکر می کرد به خاطر این امکانات ازش جدا شدم .فکرم نمی کنم هیچ موقع بفهمه.
یاد اون روزا که بارون مییومد یا روزهایی که هوا خیلی گرم بود امابه خاطر بی ماشینی مجبور بودیم تو خیابون بمونیم و یا با تاکسی اینور اونور بریم و هر موقع باید میشنیدم که هزینه بالاست (در حالی که به اسرار و خواهش من من گاهی پولشو میدادم.) یاد اون موقعی افتادم که بهش گفتم این چیزا برام مهم نیست بیا باهام مهربون باش بیا از برنامه های آینده برام بگو اون هم منو ناامید میکرد و می گفت چرا امید واهی بدم. منم ناامید میشدم و بهش میگفتم موقعی که به همه چیز رسیدی میدونم که نیستم .میدونم همیشه پیش خودت میگی مسافر جان این تو بودی که همه بذر ها رو کاشتی اما حالا موقع برداشت نیستی .آخرشم گفتم به من چه تا بوده همین بوده. به هر حال خوشحالم که دیگه نیست اما از اینکه بهم گفت حسرت روزای با اون بودنو دارم و پشیمونی سودی نداره خیلی حرصم گرفتو ناراحت شدم. نمیدونم .اما خوشحالم که دعاهام بر آورده شد .مرسی خدا جونم![]()
